سفارش تبلیغ
صبا ویژن

کنجشک به خدا گفت :لانه ی کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم ، سر پناه بی کسیم بود ، طوفان تو آن را ازمن گرفت کجای دنیای تو را گرفته بودم ؟ خدا گفت ماری در راه لانه ات بود تو در خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر گشودی !! چه بسیار بلا ها که از تو به واسطه ی محبتم دور کردم و تو ندانسته به اعتراض بر خواستی


نوشته شده در  یادداشت ثابت - شنبه 91/11/15ساعت  6:49 عصر  توسط امیرعباس 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
غصه هایت قاتلم
...
0000
سال نو مبارک
جمله ی ناااااااااااب!!!!!!!!!!!!
** با این کارهای به اسم حزب الله، مخالفم **
حرف ناب
درس زندگی ، گفتگوی کنجشک با خدا
اشتباه فرشتگان
سحری در برم ای دولت بیدار بیا . . .
رابطه وضو وساختمان مغز
تصاویر جدید از عامل انتحاری حادثه تروریستی نمازجمعه چابهار
دعایم کنید تا که باران شوم
آرزوی زیارت کربلا
گریه های رهبر
[همه عناوین(17)]